-
تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 7:27
سلام دوستای خوبم.۷ سالی بود با این ادرس یا شاید کمی مشابه این ادرس خدمتتون بودم.طی یک حرکت یهویی تصمیم گرفتم وبم رو منتقل کنم و اسمشو عوض کنم.مطمئنم اون دوستای قدیمی یه روزی راهشون این سمتی میفته و دلشون میخواد یاد ایام کنن.برا همین ادرس جدید رو میذارم و تو خونه جدید منتظر حضورتون میمونم.با یه عالمه...
برا تو
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:06
از خوندن نوشته قشنگت لبخند،اشک،دلتنگی اومد سراغم حتی یه جمله شو نوشتم زدم رو درخت معروفم رفیق قدیمی.هر جا هستی موفق باشی.پر قدرت پیش برو.
27 بهمن 97
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:06
چه شب عجیبی بود.مثل شبی که فرداش قراره با مدرسه بری اردو،یا شب اول مهر،یا وقتی ک میخوای اولین بار بری دانشگاه،یه همچین شوقی،یه همچین بی خوابیی،از این صحبتا.ساعت کوکه برا 9 ولی من از 6.30 صب بیدار بیدارم.
ما 4 نفر
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:09
میشه بهش گفت خونه سوم!خونه جدید،محیط جدید،شهر نسبتا جدید،آااادمای جدید...آدمای خوب!انقد که گاهی از شدت خنده چشمامون اشکی میشه!یا وقتی از شدت خستگی تو خواب حرف میزنیم و صبح سوژه میشیم و آااای میخندیم و میخندن بهمون که...همش میشه خاطره ی خوب.فارغ از هر چیزی که ذهمونو درگیر کرده.
ولی اون کسی که خرابش کرد من نبودم!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:09
انسانیت...ظهر تووکلاس انقد ناراحت بودم که ناخوداگاه پیجو باز کردم نوشتم انسانیت.!یک کلمه اس ولی کلی توش حرفه.انقد میخندم و میخندیییم که اشک جمع میشه تو چشمام.میگم ببین اشکو.میگه اشک چیه؟از خنده اس یا؟
کلافه
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:56
بنشینیم یک دل سییییر گریه کنیم از این حجم دلتنگی.زیاد نمیخواهم فقط ده سال عقب گرد کنیم کافیست.میدانید آدم ها برگه کاغذ نیستند بنویسیمشان و بعد از مدتی دور بیاندازیم.گفته بود نهال های کوچک بکار که اگر روزی درخت های بزرگت را نداشتی به بار نشسته باشند...من درخت جوان نمی خواهم.من همان درخت پیر ریشه دار ...
نخوانید.بگذرید
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 20:04
شب ها قبل از خواب،خیال تو را تجویز کرده ام!!!
موقتا
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:43
خدا را شاکریم که با پیش آمدن هر مساله ای ب جای پاسخ دادن ب سوالها و رفع مساله فرصتی پیش می آید که در پی انتقاد و بررسی رفتارها خصلت های طرف مقابل برآییم.بسیار کار پسندیدع ایست درواقع مثل ضربه آخر می ماند بسیار محکم و دقیق(خوشحاایم که این فرصت نصیبشان می شود)بلکه م عقده هایشان کمی باز شود.و بااین کار...
روزهای دووووور خیلی دور مثلا یکسال
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:43
گریه کنان میروم پی کارم،دوست داشتن یک طرفه می شود اما به ضرب تهدید نمی شود!اگر نخواهد و بدانم هرگز نخواهد خواست،گریه کنان کوله بارم را بر می دارم و می روم،فقط همین!