چه شب عجیبی بود.مثل شبی که فرداش قراره با مدرسه بری اردو،یا شب اول مهر،یا وقتی ک میخوای اولین بار بری دانشگاه،یه همچین شوقی،یه همچین بی خوابیی،از این صحبتا.ساعت کوکه برا 9 ولی من از 6.30 صب بیدار بیدارم.
*پیچک تنهایی*...ما را در سایت *پیچک تنهایی* دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13